معانی کلمه : خلاعت
لغت نامه دهخدا
خلاعت . [ خ ِ ع َ ] (ع مص ) از مرض غم خوردن . (غیاث اللغات ). || (اِمص ) گسستگی . || ناپارسائی . (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
پیرو هواوهوس بودن، بی سامانی.
فرهنگ معین
(خَ عَ ) [ ع . خلاعة ] ۱ - (مص ل . ) افسار گسیختن ، افسار برگرفتن . ۲ - (اِمص . ) خودکامی ، خویشتن کامی . ۳ - نابسامانی ، پریشانی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) افسار گسیختن افسار بر گرفتن . ۲ - ( اسم ) خود کامی خویشتن کامی . ۳ - نا بسامانی پریشانی .
از مرض غم خوردن یا گسستگی
از مرض غم خوردن یا گسستگی
مترادف و متضاد
۱. پریشانی، نابسامانی، نافرمانی
۲. خودرایی، خودسری، خودکامی، خویشتنکامی
۳. نافرمانی
۴. افسارگسیختگی
