کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خلاص-شده | کلماتور
معانی کلمه : خلاص شده
تلفظ بین المللی :
/xalˈɑs ʃˈodeː/
تلفظ :
[xal'As S'ode:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خلاصه شده
خالص شده
خلاص
خلاص شدن
خلاص شدنی
خلاص کردن
خلاص روی
خِلاص آویدَن
خلاص بخش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خلاص شده. [ خ ِ / خ َ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) رسته. رهاشده. کنایه از رستگاری. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
رسته رها شده
کلمات مرتبط
خلاصه شده
خالص شده
خلاص
خلاص شدن
خلاص شدنی
خلاص کردن
خلاص روی
خِلاص آویدَن
خلاص بخش
نظرات