Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خل

تلفظ بین المللی : /xˈol/ تلفظ :‌ [x'ol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • خُل
  • خل مادرزاد
  • خل بنی
  • خل بویین
  • خل ته توک
  • خل تور
  • خل جانور
  • خل خله خو
  • خل خله گپ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خل . [ خ ُ ] (ص ) کم عقل . بی کیاست .

خل . [ خ ِ ] (اِ) خلط بینی انسان و گوسفند و امثال آن . (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). در تداول مردم گناباد، کسی که زیاده از بینی وی خل آید او را خلّوک گویند. خُل .

خل . [ خ َ ] (اِ) بمعنی آمدن باشد. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). ورود. (ناظم الاطباء). || بیا، یعن...

فرهنگ عمید

خاکستر.

خلیدن#NAME?

کم‌عقل؛ بی‌خرد؛ ابله؛ احمق.

آب غلیظی که از بینی انسان و بعضی جانوران بیرون می‌آید.

= خلیدن
خاکستر.
کم عقل، بی خرد، ابله، احمق.
آب غلیظی که از بینی انسان و بعضی جانوران بیرون می آید.
سرکه.

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) خاکستر.

(خَ) [ ع . ] (اِ.) سرکه .

( ~.) (ص .) = خوهل : کج ، خمیده .

(خِ لّ) [ ع . ] (اِ. ص .)دوست ، دوست صمیمی .

(خُ) (ص .) (عا.)1 - ابله ، احمق . 2 - دیوانه .

(خِ) (اِ.) = خله . خیل . خلم : خلطی که از بینی انسان یا جانوران برآید.

(خَ ) [ ع . ] (اِ. ) سرکه . (خِ ) (اِ. ) = خله . خیل . خلم : خلطی که از بینی انسان یا جانوران برآید. (خِ لّ ) [ ع . ] (ا...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - ابله احمق . ۲ - دیوانه مجنون .
آب بینی انسان و گوسفند و امثال آن یا سوراخ مقعد بزبان گیلگی .

دانشنامه عمومی

(گنابادی) خِلْ؛ آب دماغ، آب بینی. || خَلَ؛ خاله، خواهرِ مادر.

گویش مازنی

سرکه

آب بینی

ابله – خل –دیانه – آدم سبک عقل

۱محله – منطقه ای که طایفه ای خاص در آن سکونت داشته باشند ...

محلی که برای نگهداری گوسفند در بیابان درست می کنند – جایگاه ...

/Khel/ خاکستر & ابله – خل –دیانه – آدم سبک عقل & آب بینی & محله – منطقه ای که طایفه ای خاص در آن سکونت داشته باشند - نام مرتعی در آمل & محلی که برای نگهداری گوسفند در بیابان درست می کنند – جایگاه گوس...

گویش بختیاری

خاکستر.

مترادف و متضاد

سرکه

لاغر شدن

سوراخ کردن

۱. سرکه
۲. لاغر شدن
۳. سوراخ کردن

ابله، دیوانه، سبک‌عقل، سبک‌مغز، احمق، سفیه، کانا ≠ عاقل

light (صفت)خفیف، خل، چابک، باز، تابان، روشن، ضعیف، بی عفت، زود گذر، هوس باز، سبک، هوس امیز، اسان، اندک، سهل، سهل الهضم، کم، اهسته، سبک وزن، بی غم و غصه، وارسته، کم قیمتabnormal (صفت)غیر عادی، ناهنجار، خلcrackpot (صفت)خل، دیوانه بی ازارmad (صفت...

واژه نامه بختیاریکا

کج
( خُل ) بَمبُلی؛ پِند به گُند؛ بَند به گُند؛ پَنگِه ای؛ پَنگه به کند؛ سارو؛ هُل؛ او به گُند؛ هرهوت؛ شَک لیوه دار

کلمات مرتبط

  • خُل
  • خل مادرزاد
  • خل بنی
  • خل بویین
  • خل ته توک
  • خل تور
  • خل جانور
  • خل خله خو
  • خل خله گپ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات