کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خفیان
تلفظ بین المللی :
/xafˈiɑn/
تلفظ :
[xaf'iAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
لعل خفتان
حالت خفقان
حالت خفقان پیدا کردن
خفقان ایجاد کردن
خفقانآور
خفقانزده
خفیهنویس
خیانت آمیز
خیانت امیز
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خفیان. [ خ َ فی یا ] ( ع اِ ) بصیغه تثنیه. آواز زن و گام آن. ( منتهی الارب ). منه : اذا حسن من المراءة خفیانها حسن سائرها؛ وقتی از زنی آواز و صدای گام برداشتن او نیکو آمد سایر اعضای او نیکو می آید.
کلمات مرتبط
لعل خفتان
حالت خفقان
حالت خفقان پیدا کردن
خفقان ایجاد کردن
خفقانآور
خفقانزده
خفیهنویس
خیانت آمیز
خیانت امیز
نظرات