خفتان. [ خ ِ ] ( اِ ) نوعی از جبه و جامه روز جنگ باشد که آنرا قزاگند گویند و ترکی قلمقاقی خوانند. ( از برهان قاطع ). درع. گَبر. ( صحاح الفرس ). جوشن. ( مهذب الاسماء ). تِجفاف. ( منتهی الارب ). جامه ای هنگفت وسطبر بوده است از ابریشم یا پشم و شمشیرزننده بر آن می لغزیده و اثر نمی کرده است. قزاگند. پنام. جبه ای که روز جنگ پوشند. ( یادداشت بخط مؤلف ). جامه سپاهیان. ( فرهنگ جهانگیری ). خفدان. ( آنندراج...
فرهنگ عمید
نوعی جامۀ کژآگند که هنگام جنگ بر تن می کردند.
فرهنگ معین
(خَ یا خِ ) (اِ. ) زره یا لباس جنگی .
دانشنامه آزاد فارسی
خِفْتانتن پوش ایرانی برای روز جنگ. بعدها تن پوشی عمومی شد. در دورۀ مادها و هخامنشیان بالاپوشی کوتاه تا کمر و آستین دار، از خز سمور یا نمد دولایۀ نازک و سفید بود. در زمان پارت ها لبه های خفتان ها تیز بود. نوع سادۀ این خفتان در اوایل سلطنت شاپور ساسانی اول رواج داشت؛ هرچه به اواخر دورۀ ساسانیان نزدیک می شویم، خفتان ها پر آذین و گرانبها، پرچین با لبه های تیز در طرفین می شوند. خفتان های شاه و اشراف گر...
فرهنگ فارسی
( اسم ) قسمی جام. کژ آگند که بهنگام جنگ میپوشیدند کژ آگند قز آکند .