Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خط کردن

تلفظ بین المللی : /xˈat kˈardan/ تلفظ :‌ [x'at k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • با چوب خط حساب کردن
  • از خط خارج کردن
  • بوسیله خط دارای فاصله کردن
  • خط خط کردن
  • خط خطی کردن
  • خط دار کردن
  • خط سیر را منحرف کردن
  • خط کور کردن
  • اعصاب کسی را خط خطی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خط کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مخطط کردن. اثر گذاردن : ارض مشطبه ؛ زمین که در آن سیل اندک خط کرده باشد. ( منتهی الارب ).
- بخطکردن ؛ اصطلاحی است در بین سپاهیان و آن بمعنی در صف قرار دادن افراد است. بصف کردن. در صف درآوردن. در یک صف قرار دادن.

فرهنگ فارسی

مخطط کردن اثر گذاردن

واژه نامه بختیاریکا

( خط کِردِن ) نوشتن؛ کتابت

کلمات مرتبط

  • با چوب خط حساب کردن
  • از خط خارج کردن
  • بوسیله خط دارای فاصله کردن
  • خط خط کردن
  • خط خطی کردن
  • خط دار کردن
  • خط سیر را منحرف کردن
  • خط کور کردن
  • اعصاب کسی را خط خطی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات