معانی کلمه : خط واژه نگار
فرهنگ فارسی
خطی که هریک از نشانههای نوشتاری آن نمایندۀ یک واژۀ کامل است
فرهنگستان زبان و ادب
{logographic writing} [زبان شناسی] خطی که هریک از نشانه های نوشتاری آن نمایندۀ یک واژۀ کامل است

خطی که هریک از نشانههای نوشتاری آن نمایندۀ یک واژۀ کامل است