معانی کلمه : خط منحنی
لغت نامه دهخدا
خط منحنی. [ خ َطْ طِ م ُ ح َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) خط کج. ( ناظم الاطباء ). خطی که نه مستقیم باشد نه منکسر.
فرهنگ فارسی
خط کج خطی که نه مستقیم باشد نه منکسر
مترادف و متضاد
curve (اسم)
خم، منحنی، خمیدگی، پیچ، خط منحنی، چیز کج، خط خمیده انحناء
