معانی کلمه : خط سازی
لغت نامه دهخدا
خطسازی. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل خطساز. سندسازی. تقلب در نوشته. ( یادداشت بخط مؤلف ). تقلید خط دیگران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
ضبط دادههای میدی و دادههای صوتی
عمل خط ساز سند سازی
فرهنگستان زبان و ادب
{sequence} [موسیقی] ضبط داده های میدی و داده های صوتی
