معانی کلمه : خضرخان
لغت نامه دهخدا
خضرخان . [ خ ِ ] (اِخ ) ابن عمربن احمد. هفتمین امیر از امرای ایلک خانیه ٔ ترکستان غربی است که وفات او در 495 هَ . ق . اتفاق افتاد. (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
یکی از خاندان [[ خاندان اردا ]] از خاندان سیر اردو ( جل. ۷۶٠ ه. ق . ).
بن عمر بن احمد هفتمین امیر از امرای ایلک خانیه ترکستان غربی است که وفات او در ۴۹۵ ه.ق .اتفاق افتاد .
نام یکی از امرای هند است که شاه تیمور آنرا نائب خود کرد و متوجه سمرقند شد و بعد از چند سال خضرخان بر تخت دهلی نشست .
بن عمر بن احمد هفتمین امیر از امرای ایلک خانیه ترکستان غربی است که وفات او در ۴۹۵ ه.ق .اتفاق افتاد .
نام یکی از امرای هند است که شاه تیمور آنرا نائب خود کرد و متوجه سمرقند شد و بعد از چند سال خضرخان بر تخت دهلی نشست .
دانشنامه عمومی
خضرخان بن ملک سلیمان (حکومت ۲۱–۱۴۱۴) بنیان گذار سلسله سید (۵۱–۱۴۱۴) بود. این سلسله چهارمین سلسله در مجموعه سلطنت دهلی در شمال هند بود که پس از حمله تیمور لنگ و سقوط سلسله تغلق شاهیان تشکیل شد.
wiki: خضرخان
