Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشکی

تلفظ بین المللی : /xˈoʃki/ تلفظ :‌ [x'oSki]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • خشکی زدن
  • خشکی زاد
  • خشکی بست
  • خشکی تماسی
  • خشکی رست
  • خشکی زا
  • خشکی زایی
  • خشکی زیستگاه
  • خشکی گردنچسب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خشکی. [ خ ُ ]( حامص ) یبوست. ضد تری. ( از حاشیه برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) : نخستین که آتش ز جنبش دمیدز گرمیش پس خشکی آمد پدیدوزان پس ز آرام سردی نمودز سردی همان باز تری فزود.فردوسی. || بی بارانی. قحطی و تنگی بر اثر باران نیامدن. ( از حاشیه برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) : چو خواهد بود سال بد بگیهان پدید آیدش خشکی در زمستان.( ویس و رامین ).صحرای بی نبات پر از خشکی گویی که سوخته ست به ابرنج...

فرهنگ عمید

۱. خشک و بی آب بودن.
۲. (اسم ) [مقابلِ دریا] زمین، برّ.
۳. یبوست.
۴. [قدیمی] خشک سالی.

فرهنگ فارسی

حالتی که در آن اقلیم، فاقد نم کافی برای بهبود حیات است

۱ - خشک بودن مقابل تری . ۲ - ( اسم ) بر مقابل دریا بحر .

دانشنامه عمومی

خشکی یا بَرّ بخش سخت زمین است که اغلب زیر آب نیست. عمدهٔ فعالیت های انسان در خشکی ها است که امکان کشاورزی و سکونت و منبع های طبیعی گوناگون را دارد.زمین چهرwiki: مهیج رازآلود نوشتهٔ جین هارپر است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.wiki: خشکی (رمان)...

مترادف و متضاد

بر، زمین، فلات، قاره ≠ بحر، دریا

۱. بر، زمین، فلات، قاره ≠ بحر، دریا
۲. یبوست
۳. تعصب

land (اسم)زمین، بر، خاک، خشکی، سرزمین، دیارseverity (اسم)دقت، شدت، سختی، خشکی، خشونت، سخت گیری، عنفaridity (اسم)خشکی، بی روحیdrought (اسم)خشکی، تنگی، خشک سالی، تشنگیdryness (اسم)خشکیmainland (اسم)بر، خشکی، قطعه، قاره، قطعه اصلیstinginess (اسم)خشکی، ضیقdrouth (اسم)خشکی، تنگی، خشک سالی، تشنگ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خشکی ضد تری می باشد .خشکی ، حالت خشک، مقابل تر ی و مقابل دریا است .کاربرد خشکی در فقهاز آن به معنای اوّل در بابهای طهارت، صلات، زکات، حج، و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.احکام مطهر بودن زمین خشکدر اینکه خشک بودن زمین از شرایط پاک کنندگی آن است یا نه، اختلاف است در پاک شدن کف پا و ته کفش نجس به وسیله زمین، تر بودن آنها شرط نیست؛ بلکه اگر خشک هم باشند، در صورت زوال عین نجاست، با راه رفتن روی...

فرهنگستان زبان و ادب

{aridity} [علوم جَوّ] حالتی که در آن اقلیم، فاقد نم کافی برای بهبود حیات است

کلمات مرتبط

  • خشکی زدن
  • خشکی زاد
  • خشکی بست
  • خشکی تماسی
  • خشکی رست
  • خشکی زا
  • خشکی زایی
  • خشکی زیستگاه
  • خشکی گردنچسب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات