معانی کلمه : خشکه دار
فرهنگ فارسی
درخت مردۀ سرپا که برگها و اغلب شاخههای آن ریخته است
فرهنگستان زبان و ادب
{snag} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] درخت مردۀ سرپا که برگ ها و اغلب شاخه های آن ریخته است

درخت مردۀ سرپا که برگها و اغلب شاخههای آن ریخته است