Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشک میوه

تلفظ بین المللی : /xˈoʃk mˈiveː/ تلفظ :‌ [x'oSk m'ive:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • میوه خشک شده
  • خشک
  • خشک اندیش
  • خشک دست
  • خشک دستی
  • خشک دهن
  • خشک شدن
  • خشک شده بوسیله انجماد سخت
  • خشک شویی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خشک میوه. [ خ ُ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) آجیل . ( یادداشت بخط مؤلف ) : ایا جمال رئیسان ز لفظ من معنی برون نیاید جز خشک میوه مرسوم بخشک میوه تو عید مرا مبارک کن که عید بر عدوت چون وعید خواهم شوم.سوزنی.تنگ آمده ست عید و ندانم ز دست تنگ توجیه خشک میوه عید من از کجاهر دوستی که خوانش من اندر نهم به پیش شیرینیش مدیح بود ترشیش هجاآخر چو شیرخواره شوند از هجا و مدح ارجو که خشک میوه دهد خواجه بورجا.سوزنی....

فرهنگ فارسی

آجیل

کلمات مرتبط

  • میوه خشک شده
  • خشک
  • خشک اندیش
  • خشک دست
  • خشک دستی
  • خشک دهن
  • خشک شدن
  • خشک شده بوسیله انجماد سخت
  • خشک شویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات