Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشک شده

تلفظ بین المللی : /xoʃkʃˈodeː/ تلفظ :‌ [xoSkS'ode:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • خشک شده بوسیله انجماد سخت
  • جو سبز شده خشک
  • توده علوفه خشک شده
  • خزه خشک شده
  • ساقه و ریشه خشک شده گل ادریس
  • عرق خشک شده روی پشم گوسفند
  • گوشت خوک و یا گوشت گاو خشک شده
  • میوه خشک شده
  • علوفه خشک شده انباری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خشک شده. [ خ ُ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) از آب افتاده. بدون رطوبت شده. از نم افتاده.
یکی بگفت نه مسواک خواجه گنده شده است
که این سکاله و گوه سگ است خشک شده.
عماره.

فرهنگ فارسی

از آب افتاده : بدون رطوبت شده

ویژگی مادۀ غذایی‌ای که رطوبت آن تا حد قابل‌نگهداری به‌صورت معمولی کاهش یافته است

فرهنگستان زبان و ادب

{dried} [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی مادۀ غذایی ای که رطوبت آن تا حد قابل نگهداری به صورت معمولی کاهش یافته است

کلمات مرتبط

  • خشک شده بوسیله انجماد سخت
  • جو سبز شده خشک
  • توده علوفه خشک شده
  • خزه خشک شده
  • ساقه و ریشه خشک شده گل ادریس
  • عرق خشک شده روی پشم گوسفند
  • گوشت خوک و یا گوشت گاو خشک شده
  • میوه خشک شده
  • علوفه خشک شده انباری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات