Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشک اخور

تلفظ بین المللی : /xˈoʃk ˈaːxvar/ تلفظ :‌ [x'oSk 'a:xvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • خشک آخور
  • اخور خشک
  • آخور خشک
  • خوشکاخوره
  • خشک
  • خشک اندیش
  • خشک دست
  • خشک دستی
  • خشک دهن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

( خشک آخور ) خشک آخور. [ خ ُ خُرْ ] ( اِ مرکب ) کنایه از سال قحط و سالی که گیاه و علف کم رسته باشد. ( از برهان قاطع ). سال قحط. خشکسالی. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) : ز خشک آخور خذلان برست خاقانی که در ریاض محمد چرید کشت رضا.خاقانی. || کنایه از کمی عیش. ( برهان قاطع ): آن جگرتر کن من کو که ز نادیدن اوخشک آخورتر از این دیده تر کس را نی.خاقانی.دیدم این منزل عجب خشکآخور است از ...

فرهنگ عمید

( خشک آخور ) ۱. آخوری که در آن کاه و جو نباشد.
۲. [مجاز] زندگی فاقد چیزی برای خوردن.

کلمات مرتبط

  • خشک آخور
  • اخور خشک
  • آخور خشک
  • خوشکاخوره
  • خشک
  • خشک اندیش
  • خشک دست
  • خشک دستی
  • خشک دهن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات