Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشن

تلفظ بین المللی : /xˈaʃen/ تلفظ :‌ [x'aSen]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • خشن در رفتار
  • خشن ساختن
  • خشن شدن
  • خشن و بی احتیاط
  • خشن و بی ادب
  • خشن و رذل
  • خشن و زبر
  • خشن و ضعیف
  • خشن کردن یا شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

خشن . [ خ ُ ] (ع مص ) درشت گردیدن . (منتهی الارب ).

خشن . [ خ ُ ] (ع مص )ج ِ اَخشَن . (از منتهی الارب ). رجوع به «اخشن » شود.

خشن . [ خ َ ش ِ ](اِ) مخفف خشین و آن بازیی باشد نه سفید و نه سیاه .(از برهان قاطع). خشین . خشنسار. (حاشیه ٔ برهان قاطع). در لغت نامه ٔ فرس ص 124 بنا بر قول حاشیه ٔ برهان قاطع آمده : خشن سپید...

فرهنگ عمید

کبود.

۱. [مجاز] فاقد نرمش و مهربانی؛ تندخو: نگاه خشن.
۲. [مجاز] فاقد لطافت یا ظرافت؛ زمخت: صدای خشن.
۳. [مقابلِ نرم] زبر؛ ناهموار: پوست خشن.

۱. [مجاز] فاقد نرمش و مهربانی، تندخو: نگاه خشن.
۲. [مجاز] فاقد لطافت یا ظرافت، زمخت: صدای خشن.
۳. [مقابلِ نرم] زبر، ناهموار: پوست خشن.
کبود.

فرهنگ معین

(خَ ش ) [ ع . ] (ص .) 1 - درشت ، زبر. 2 - تندخو، نامهربان .

( ~.) گیاهی است از انواع بوریا که از آن جامه بافند و درویشان پوشند.

(خَ شَ) (ص .) 1 - مرغابی ای بزرگ تیره رنگ و سفید سر. 2 - بازی که نه سفید باشد نه سیاه .

(خَ ش ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - درشت ، زبر. ۲ - تندخو، نامهربان . (خَ شَ ) (ص . ) ۱ - مرغابی ای بزرگ تیره رنگ و سفید سر. ۲ - بازی که نه سفید باشد نه سیاه . ( ~. ) گیاهی اس...

فرهنگ فارسی

( اسم ) گیاهی است از انواع بوریا که از آن جامه بافند و درویشان پوشند .
گیاهی باشد که از آن جامه بافند و فقیران و درویشان پوشند .

گویش بختیاری

کبود.

مترادف و متضاد

درشت، زبر، ضخیم، ناهموار، نخاله ≠ نرم، لطیف، ملایم

بی‌ادب، پرخاشگر، تند، تندخو، ستیزه‌خو، عصبانی، عنیف، ناملایم

۱. درشت، زبر، ضخیم، ناهموار، نخاله
۲. بیادب، پرخاشگر، تند، تندخو، ستیزهخو، عصبانی، عنیف، ناملایم ≠ نرم، لطیف، ملایم
۳. جدی، سختگیر
۴. ناهنجار، ناخوشآیند
۵. زمخت، خشک
۶. نافرهیخته، بیفرهنگ

stour (اسم)بزرگ، هیجان، خشن، کشمکشtruculent (صفت)وحش...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خشن به هر چیز زبر و درشت می گویند .خشن، زبر، درشت و مقابل نرم است .کاربرد کلمه خشن در فقهعنوان یاد شده در بابهای صوم، جهاد، نکاح، اطعمه و اشربه، حدود و دیات به کار رفته است.← موی زبر علامت بلوغ ۱. ↑ جواهر الکلام، ج ۱۶، ص ۳۴۸. ...wikifeqh: خشن...

فرهنگ فارسی ساره

تند خو


کلمات مرتبط

  • خشن در رفتار
  • خشن ساختن
  • خشن شدن
  • خشن و بی احتیاط
  • خشن و بی ادب
  • خشن و رذل
  • خشن و زبر
  • خشن و ضعیف
  • خشن کردن یا شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات