معانی کلمه : خشتی
لغت نامه دهخدا
خشتی . [ خ ِ ] (ص نسبی ) از خشت کرده . از خشت ساخته شده . از خشت فراهم آمده . (یادداشت بخط مؤلف ). || چهارگوش ،به اندازه ٔ خشت . (یادداشت بخط مؤلف ). || خشتی یا خال خشتی در بازی ورق . آن ورقی است که در وی خالهای مربع است . (یادداشت بخط مؤلف ). || اندازه و قطعی است برای کتاب بزرگتر از ربعی .
فرهنگ عمید
۱. ساخته شده از خشت: خانهٴ خشتی.
۲. ویژگی یکی از قطع های کتاب: قطع خشتی.
۳. دارای شکل یا نقش مربع: کاغذ خشتی.
۴. (اسم ) از طرح های قالی: قالی خشتی.
۲. ویژگی یکی از قطع های کتاب: قطع خشتی.
۳. دارای شکل یا نقش مربع: کاغذ خشتی.
۴. (اسم ) از طرح های قالی: قالی خشتی.
فرهنگ معین
(خِ ) (ص نسب . ) ۱ - خانه ای که از خشت سازند. ۲ - هر چیز چهارگوش ، مربع . ۳ - قطع کتاب در اندازة رقعی با طول و عرض مساوی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به خشت مانند خشت . ۲ - ( اسم ) خانه ای که از خشت سازند . ۳ - مربع چهار گوشه .
دهی است از دهستان علامرودشت بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع در صد هزار گزی خاور کنگان و ۸ هزار گزی شمال راه مالرو اشکنان به پس رودک .
دهی است از دهستان علامرودشت بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع در صد هزار گزی خاور کنگان و ۸ هزار گزی شمال راه مالرو اشکنان به پس رودک .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
قطع کتاب
نوعی یقه
مربع، چهارگوشه
ساخته شده از خشت
۱. ساخته شده از خشت
۲. مربع، چهارگوشه
۳. قطع کتاب (
۴. نوعی یقه
