معانی کلمه : خشاش
لغت نامه دهخدا
خشاش . [ خ َ ](اِخ ) نام جایگاهی است . (از معجم البلدان یاقوت ).
خشاش . [ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از پهلوانان ارجاسب در جنگ با گشتاسب . (یادداشت بخط مؤلف ).
خشاش . [ خ ُ ] (ص ، اِ) آنچه بکار نیاید از هر چیزی . || شتر گشنی خواه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
فرهنگ فارسی
نام جایگاهی است
فرهنگ اسم ها
اسم: خشاش (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: khashash) (فارسی: خشاش) (انگلیسی: khashash)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی
