Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خسوف

تلفظ بین المللی : /xˈosuːf/ تلفظ :‌ [x'osu:f]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • خسوف و کسوف غیرعادی
  • صلاه الخسوف
  • کسوف یا خسوف
  • مربوط به خسوف و کسوف
  • گرگ ومیش خسوف
  • خسوفین
  • ذنب الخروف
  • صلاه خوف
  • علی اباد خسو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خسوف . [ خ ُ ] (ع اِمص ) گرفتگی ماه . (دهار).

خسوف . [ خ َ ] (ع ص ، اِ) چاه بسیار آب در زمین سنگناک که آب آن منقطع نشود. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

خسوف. [ خ َ ] ( ع ص ، اِ ) چاه بسیار آب در زمین سنگناک که آب آن منقطع نشود. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب )...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ کسوف] (نجوم ) حائل شدن زمین میان خورشید و ماه که باعث از نظر پنهان شدن ماه می شود، ماه گرفتگی.
۲. [قدیمی] ناپدید شدن.

فرهنگ معین

(خُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - ناپدید شدن . ۲ - واقع شدن زمین میان ماه و خورشید که موجب تیره شدن ماه می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:گرفت
wikijoo: خسوف

فرهنگ فارسی

پنهان شدن ماه در سایۀ زمین وقتی که زمین بین ماه و خورشید است که به سه صورت جزئی و کلی و نیم‌سایه‌ای رخ می‌دهد متـ . مَه‌گرفت، ماه‌گرفتگی

۱ - ( مصدر ) ناپدیدشدن فرورفتن . ۲ - پنهان شدن قمر گرفتن ماه و آن هنگامی است که زمین بین ماه و خورشید قرار گیرد . چون جرم زمین مانع از رسیدن نور خورشید بماه میشود سای. زمین بر روی ماه می افتد و ماه تاریک بنظر میرسد ماه گرفتگی مقابل کسوف . توضیح عوام بر آنند...

دانشنامه عمومی

خسوف (رمان). خسوف(به انگلیسی: Eclipse) سومین رمان از سری گرگ و میش است که توسط استفانی میر منتشر شد. داستان این کتاب درباره بلا سوان و عشقش ادوارد کالن است .کتاب از زبان بلا گفته میشود . داستان این،داستان روبه رویی با ویکتوریا است که برای کشتن بلا و کالن ها در حال ساخت ارتش خواناشامی است. داستان این کتاب بعد از ماه نو و قبل از سپیده دم اتفاق می افتد. این کتاب با تیتراژ یک میلیون نسخه در ۷ اوت ۲۰...

مترادف و متضاد

ماه‌گرفتگی ≠ کسوف

پنهان‌شدن، ناپدید شدن، فرو رفتن

۱. ماهگرفتگی
۲. پنهانشدن، ناپدید شدن، فرو رفتن ≠ کسوف

lunar eclipse (اسم)
ماه گرفتگی، خسوف

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خُسُوف به ماه گرفتگی گفته می شود .به ضم خاء و سین تلفظ می گردد.معنای گسترده خسوفاطلاق شایع خسوف در ماه گرفتگی است، لیکن از باب تغلیب، گاه در هر دو (ماه و خورشید گرفتگی) به کار می رود؛ چنان که بنابر تصریح برخی لغویان، در خورشید گرفتگی نیز استعمال شده است. کاربرد خسوف در فقهاز آن در باب صلات و نکاح سخن گفته اند.وجوب نماز آیات هنگام خسوف...wikifeqh: ماه_گرفتگی...

فرهنگ فارسی ساره

ماه گرفتگ

فرهنگستان زبان و ادب

{lunar eclipse} [نجوم] پنهان شدن ماه در سایۀ زمین وقتی که زمین بین ماه و خورشید است که به سه صورت جزئی و کلی و نیم سایه ای رخ می دهد متـ . مَه گرفت، ماه گرفتگی

کلمات مرتبط

  • خسوف و کسوف غیرعادی
  • صلاه الخسوف
  • کسوف یا خسوف
  • مربوط به خسوف و کسوف
  • گرگ ومیش خسوف
  • خسوفین
  • ذنب الخروف
  • صلاه خوف
  • علی اباد خسو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات