Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خسرخواجه

تلفظ بین المللی : /xˌasarxvˈɑdʒeː/ تلفظ :‌ [x,asaRxv'AdZe:]
لغت نامه دهخدا
  • خسر خواجه
  • خسروخواجه
  • خیرخواجه
  • خیرخواجه سفلی
  • خیرخواجه علیا
  • خیرخواجه نجف
  • خسروانه
  • خیرخواه بشر
  • خیرخواهی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خسرخواجه . [ خ ُ س ُ خوا / خا ج َ / ج ِ ] (اِ مرکب ) پدرشوهر. (از شرفنامه ٔ منیری ). || پدرزن . (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ آنندراج ).


کلمات مرتبط

  • خسر خواجه
  • خسروخواجه
  • خیرخواجه
  • خیرخواجه سفلی
  • خیرخواجه علیا
  • خیرخواجه نجف
  • خسروانه
  • خیرخواه بشر
  • خیرخواهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات