Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خزینه دار

تلفظ بین المللی : /xazˈineː dˈɑr/ تلفظ :‌ [xaz'ine: d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خزینه داری
  • خزانه دار
  • یاقوت خزانه دار
  • خزانه دار کل
  • مهمان خانه دار
  • خاگینه گوشت دار
  • زن خانه دار
  • میز کشودار یا خانه دار
  • خانه دار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خزینه دار. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) گنجور. خزان. خازن. خزانه دار. ( یادداشت بخط مؤلف ) : خزینه دار خدایند و سرهای خدای همی به ما برسانندکاهل اسراریم.ناصرخسرو.بفرمود تا وی را در بهشت برند و هفت هزار سال خزینه دار بهشت بود. ( قصص الانبیاء ص 8 ). || آنکه خزینه مملکت یا پادشاهی را حفظ می کند. آنکه قیام به حفظ خزینه و بیت المال کشوری یا پادشاهی می نماید : گوهرآئین خزینه دار و وی از نزدیکان امیر ب...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - نگهبان خزانه گنجور . ۲ - صندوقدار رئیس صندوق تحویلدار . ۳ - توپ یا تفنگی که دارای مخزن باشد .

کلمات مرتبط

  • خزینه داری
  • خزانه دار
  • یاقوت خزانه دار
  • خزانه دار کل
  • مهمان خانه دار
  • خاگینه گوشت دار
  • زن خانه دار
  • میز کشودار یا خانه دار
  • خانه دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات