معانی کلمه : خزوک
لغت نامه دهخدا
خزوک. [ خ َ ] ( اِ ) سرگین گردانک را گویند و به عربی جعل خوانند. ( برهان قاطع ). خبزدوک. ( از حاشیه دکتر معین بر برهان قاطع ).
فرهنگ عمید
سوسک حمام.
فرهنگ معین
(خَ ) (اِ. ) خبزدو، سرگین غلطان .
فرهنگ فارسی
سرگین گردانک را گویند و بعربی جعل خوانند .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
cicada (اسم)
زنجره و جیرجیرک دشتی، زنجره، ملخ، خزوک
