Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خزنده

تلفظ بین المللی : /xazˈandeː/ تلفظ :‌ [xaz'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خزنده شناسی
  • خزنده دوپا
  • خزنده ماهی
  • خزنده برافشانی
  • خزنده اریزونا
  • خزنده بال
  • خزنده بالگان
  • خزنده تاجیان
  • خزنده خوارشاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خزنده. [ خ َ زَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه می خزد. ( از ناظم الاطباء ). || کشان کشان رونده. جانوری که کشان رود. ( یادداشت بخط مؤلف ) : شیر غرنده که او را دید از هیبت اوپیش او گردد چون مار خزنده بشکم.فرخی ( دیوان ص 237 ).|| هر یک از جانوران متعلق به دسته «خزندگان » چون مار، سوسمار، لاک پشت ، تمساح. هریک از جانوران متعلق به دسته حشرات الارض ، خستر . ( از ناظم الاطباء ). جحر؛ سوراخ دده و خزنده. ( منتهی ا...

فرهنگ عمید

۱. کسی که روی زمین می خزد.
۲. (زیست شناسی ) = خزندگان

فرهنگ معین

(خَ زَ دَ یا دِ ) (ص فا. ) جانوری که روی زمین بخزد.

دانشنامه آزاد فارسی

خزنده (reptile)عضو ردۀ خزندگان، از مهره داران. برخلاف دوزیستان، خزندگان دارای تخمی با پوشش سخت و پر از زرده اند. خزندگان در خشکی تخم می گذارند و خزندۀ کوچک کامل از تخم بیرون می آید. برخی از مارها و مارمولک ها تخم ها را در بدن نگه می دارند و بچۀ زنده را به دنیا می آورند. خزندگان جانورانی خون سردند و پوست شان معمولاً با پولک پوشیده است. سوخت و ساز (متابولیسم) در این جانوران آهسته صورت می گیرد و در ب...

فرهنگ فارسی

( اسم ) جانوری که روی زمین بخزد . جمع : خزندگان . جانورانی جزو شاخ. ذی فقاران که بسبب کوتاهی دست و یا پا فقدان آنها شکمشان روی زمین کشیده شود و غالبا در خشکی زیست کنند . بعضی از آنها تخم خود را در کیسه ای زیر شکم خود حفظ نمایند . خزندگان عموما بوسیل. شش تنفس میکنند . رسته های آنها عبارتست از تمساحان سوسماران ماران لاک پشتها .

مترادف و متضاد

reptile (اسم)ادم پست، خزنده، حیوان خزنده، سینه مال روندهcreeper (اسم)خزنده، ادم متملق و مرموز، گیاه پیچی یانیلوفریcrosshead (اسم)خزندهslipper (اسم)خزنده، تاشو، کفش راحتی، لغزندهcreepy (صفت)وحشت زده، خزندهwormy (صفت)کرم خورده، خزنده، کرم مانند، کرم دارcrawling (صفت)خزندهcreeping (صفت)خزندهreptilian (صفت)خزنده...

کلمات مرتبط

  • خزنده شناسی
  • خزنده دوپا
  • خزنده ماهی
  • خزنده برافشانی
  • خزنده اریزونا
  • خزنده بال
  • خزنده بالگان
  • خزنده تاجیان
  • خزنده خوارشاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات