Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خریطه دار

تلفظ بین المللی : /xarˈite dˈɑr/ تلفظ :‌ [xaR'ite d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خایه دار
  • قنات خرابه واشور داراب
  • خریطه
  • خریطه ٔ شطرنج
  • خریطه ٔ عطار
  • خریطه کش
  • خریده
  • خریسه
  • خرییه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خریطه دار. [ خ َ طَ / طِ ] ( نف مرکب ) حافظ خریطه : و از حواس جاسوس سازد تا جاسوسان جمله اخبار نزدیک وی جمع همی کنند و از قوت حفظ که در آخر دماغ است خریطه دار سازد تا رقعه اخبار از دست برید می ستاند و نگاه می داردو بوقت خویش بر وزیر عرضه می کند. ( کیمیای سعادت ).

فرهنگ فارسی

حافظ خریطه

کلمات مرتبط

  • خایه دار
  • قنات خرابه واشور داراب
  • خریطه
  • خریطه ٔ شطرنج
  • خریطه ٔ عطار
  • خریطه کش
  • خریده
  • خریسه
  • خرییه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات