کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خریس | کلماتور
معانی کلمه : خریس
تلفظ بین المللی :
/xˈaris/
تلفظ :
[x'aRis]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
کلمات مرتبط
خیرالدین خریس
بوتف خریستو
خریستوپولیس
خریسه
خریسوستوم
خریسولوراس
خریسوپولیس
خریسیف
استفانوس خریستوپولوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
لغت نامه دهخدا
خریس. [ خ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش بندپی شهرستان بابل ، واقع در چهل هزارگزی جنوب بابل و فعلا مخروبه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از بخش بندپی شهرستان بابل واقع در چهل هزار گزی جنوب بابل و فعلا مخروبه است .
گویش مازنی
مرتعی در نزدیکی امام زاده حسن سوادکوه
/Kheris/ مرتعی در نزدیکی امام زاده حسن سوادکوه
کلمات مرتبط
خیرالدین خریس
بوتف خریستو
خریستوپولیس
خریسه
خریسوستوم
خریسولوراس
خریسوپولیس
خریسیف
استفانوس خریستوپولوس
نظرات