کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرپول | کلماتور
معانی کلمه : خرپول
تلفظ بین المللی :
/xˈarpuːl/
تلفظ :
[x'aRpu:l]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اسیایی های خرپول
خرپولی
خرپلیس بازی
خرمول
چشمه خردولت
خرسول
خرصوله
خرغول
خرغوله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خرپول. [ خ َ ] ( ص مرکب ) صاحب پول بسیار. ( یادداشت بخط مؤلف ). صاحب مکنت بسیار. آنکه پول زیاد فراهم آورده است و استفاده شایان از آن نتواند کرد.
فرهنگ معین
( ~. )(ص مر. ) (عا. ) پول دار، ثروتمند.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) کسی که پول بسیار دارد پولدار .
صاحب پول بسیار آنکه پول زیاد فراهم آورده است و استفاده شایان از آن نتواند کرد .
مترادف و متضاد
توانگر، ثروتمند، بسیار ثروتمند، صاحب مکنت، پولدار، متمول ≠ آسوپاس، بیپول
کلمات مرتبط
اسیایی های خرپول
خرپولی
خرپلیس بازی
خرمول
چشمه خردولت
خرسول
خرصوله
خرغول
خرغوله
نظرات