Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرپشته

تلفظ بین المللی : /xarpˈoʃte/ تلفظ :‌ [xaRp'oSte]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • خرپشته ساختن
  • خرپشته کردن
  • طاق خرپشته
  • قنات خرپشته بیرجند
  • گورستان خرپشته ای ماهی چال
  • خرپشت
  • خربشته
  • خرشته
  • خرپشه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خرپشته . [ خ َ پ ُ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در دامنه ٔ کوه با آب و هوای معتدل . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

خرپشته. [ خ َ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) پشته بزرگ دراز ناهموار که میان آن بلند و دو طرف آن نشیب باشد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( ا...

فرهنگ عمید

۱. اتاق کوچکی در پشت بام که آن را به راه پله متصل می کند.
۲. پشتۀ بزرگ، تپه.
۳. [قدیمی] طاق: ز خرپشتهٴ آسمان برگذشت / زمین و زمان را ورق درنَوشت (نظامی۵: ۷۵۱ ).
۴. [قدیمی] خیمه.
۵. [قدیمی] نوعی جوشن: بٲسش، چو نسج عنکبوت کُند روی / جوشن خرپشته را و درع مُزرَّد (منوچهری: ۲۳ ).

فرهنگ معین

( ~. پُ تِ ) (اِمر. ) ۱ - پشتة بزرگ . ۲ - خیمه . ۳ - طاق ، ایوان . ۴ - نوعی جوشن .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:جفتک چارکش، بازی
wikijoo: خرپشته

فرهنگ فارسی

پشته بزرگ، تپه، ایوان، طاق، خیمه نوعی جوشن است
( اسم ) ۱ - پشت. بزرگ . ۲ - خیمه . ۳ - طاق . ۴ - ایوان . ۵ - نوعی جوشن که در روز جنگ می پوشیدند .
دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در دامنه کوه با آب و هوای معتدل .

دانشنامه عمومی

خیمه، چادر

خرپشته اتاق کوچکی در پشت بام، که آن را به راه پله متصل می کند. در قدیم نیز به پشته ای که میان آن بلند و اطراف آن سرازیر باشد به طو کلی خرپشته گفته می شد از جمله بلندی که بر سر گور از آجر و خاک سازند.از این لغت در برخی آثار ادبی یاد شده است. مثلاً رضا ژیان نمایشنامه ای اجرا کرد به نام «عشق روی خرپشته» و نیز نظامی در این شعر آسمان را با خرپشته کنایه میزند: «ز خرپشته آسمان برگذشت، زم...

گویش اصفهانی

تکیه ای: rahbun
طاری: xarpošta
طامه ای: xarpošta
طرقی: xarpošta
کشه ای: xarpošta
نطنزی: xarpošta

مترادف و متضاد

طاق

ایوان

خیمه، چادر

نوعی جوشن، زره

پشته‌بزرگ، تپه، تل بزرگ، فلات، نجد

۱. پشتهبزرگ، تپه، تل بزرگ، فلات، نجد
۲. خیمه، چادر
۳. ایوان
۴. طاق
۵. نوعی جوشن، زره

arc (اسم)قوس، کمان، هلال، جرقه، خم، خرپشتهmound (اسم)خرپشته، پشته، تپه، ماهور، بر امدگیdome roof (اسم)خرپشته...

کلمات مرتبط

  • خرپشته ساختن
  • خرپشته کردن
  • طاق خرپشته
  • قنات خرپشته بیرجند
  • گورستان خرپشته ای ماهی چال
  • خرپشت
  • خربشته
  • خرشته
  • خرپشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات