معنی کلمه : خروفی
لغت نامه دهخدا
خروفی . [خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به خروف . (از انساب سمعانی ).
خروفی . [ خ َ ] (اِخ ) صدقةبن محمدبن خروف المصری الخروفی ، از اهل مصر و از نوادگان خروف بود. او از محمدبن هشام سدوسی روایت کرد و از او ابوالقاسم سلیمان بن احمدبن ایوب طبرانی روایت نمود. (از انساب سمعانی ).
