Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خروج کردن

تلفظ بین المللی : /xˈoruːdʒ kˈardan/ تلفظ :‌ [x'oRu:dZ k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • به سرعت خرج و تلف کردن
  • خرج کردن
  • زیاد خرج یا مصرف کردن
  • ناروا خرج کردن
  • خانه بر خروس بار کردن
  • خرج تراشی کردن
  • خرج و دخل کردن
  • خروش کردن
  • خرج اتینا کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خروج کردن.[ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون آمدن بر. بجنگ و خلاف برخاستن. برآغالیدن. شورش کردن. بضد کسی برخاستن : عمربن عبدالعزیز که خروج کرد و منصوره بگرفت از این شهر بود. ( حدود العالم ). و حدیث این لشکرها خود بدان جای رسید که ایشان بر یکدیگر خروج کنند که او پادشاهی به سهم کرده بر پسران خویش و الملوک غیور. ( تاریخ سیستان ). پس یکی خروج کرد نام او شهربراز وملک بگرفت اما بقائی نکرد. ( فارسنامه ابن ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بدشمنی برخاستن عصیان کردن طغیان کردن .

مترادف و متضاد

شوریدن، طغیان کردن، یاغی شدن، سرکشی کردن، بهدشمنی برخاستن، عصیان ورزیدن، عصیان کردن، شورش کردن


کلمات مرتبط

  • به سرعت خرج و تلف کردن
  • خرج کردن
  • زیاد خرج یا مصرف کردن
  • ناروا خرج کردن
  • خانه بر خروس بار کردن
  • خرج تراشی کردن
  • خرج و دخل کردن
  • خروش کردن
  • خرج اتینا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات