Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرمگس

تلفظ بین المللی : /xarmˈaɡas/ تلفظ :‌ [xaRm'agas]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • خرمگس معرکه
  • خرمگس خانواده
  • خرمگس اجتماعی
  • خرمگس درشت تیره
  • خرمگس ریختان
  • خرمگس واران
  • خرمگسی مرغ وار
  • زنبور درودگر خرمگسی
  • مرغ باران خرمگسی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خرمگس. [ خ َ م َ گ َ ] ( اِ مرکب ) مگس کلان که بر جراحت کرم می اندازد. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مگس درشت که غالباً در باغها و بر درختان گرد آید. مگس درشت سایر حیوانات یا همج که بر روی گوسپندان نشیند. مگس خر. ( یادداشت بخط مؤلف ). نُعَرة. ( زمخشری ). هَمَج.عنتر [ ع َ ت َ / ع ُ ت ُ ]. ( منتهی الارب ) : خرمگس بر خوان گیتی صف زده ست یک مگس را انگبین جستیم نیست.خاقانی.بر سر خوان جهان خرمگسانند طف...

فرهنگ عمید

نوعی مگس درشت با خرطومی کوتاه و برجسته که در جاهای مرطوب تخم‌گذاری می‌کند.
⟨ خرمگس معرکه: [عامیانه، مجاز] مزاحم: برخرمگس معرکه لعنت!

نوعی مگس درشت با خرطومی کوتاه و برجسته که در جاهای مرطوب تخم گذاری می کند.
* خرمگس معرکه: [عامیانه، مجاز] مزاحم: برخرمگس معرکه لعنت!

فرهنگ معین

(خَ. مَ گَ ) (اِمر. ) نوعی مگس که بزرگتر از مگس های معمولی است و دارای خرطومی کوتاه است . ، ~ِ معرکه الف - مزاحم . ب - بیگانه .

دانشنامه آزاد فارسی

خرمگس (horsefly)هر یک از انواع بیش از ۲۵۰۰ گونۀ مگس. خرمگسِ ماده از خون اسب، گاو و انسان تغذیه می کند. نرها با تغذیه از گیاهان و شهد گل ها زندگی می کنند. لارو این مگس ها گوشت خوار است. این خانواده در تیره خرمگس ها قرار دارد.wikijoo: خرمگس...

فرهنگ فارسی

(حشره شناسی) مگس بزرگ، مگس اسبی

( اسم ) گونه ای مگس درشت تر از مگسهای معمولی و دارای خرطومی کوتاه و قوی . یا خر مگس معرکه . ۱ - مزاحم موی دماغ سر خر . ۲ - بیگانه نا محرم .

دانشنامه عمومی

بر پایه ITIS:زیرخانواده Chrysopsinae:MerycomyiaChrysopsNeochrysopsSilvius (insect)زیرخانواده Pangoniinae:زیرخانواده Tabaninae:رده بندی نشده:wiki: سرده از تیره خرمگس است.wiki: خرمگس (سرده)...

نقل قول

خرمگس (رمان). خرمگس (به انگلیسی: The Gadfly) رمانی از نویسندهٔ ایرلندی، اتل لیلیان وینیچ است.• «آرتور به تنه درختی تکیه داد و از میان شاخ و برگ های تیره به اولین ستارگان کم نوری که در آسمان سوسو می زدند چشم دوخت. این چشمان رؤیایی آبی سیر و اسرارآمیز، که در پناه مژگانی سیاه قرار داشت، میراثی از مادر کرن والی اش بود. مونتانلی برای آن که آن ها را نبیند، رویش را برگرداند.»• « با خود اندیشید: این انت...

گویش اصفهانی

تکیه ای: xermegas
طاری: xarmagas
طامه ای: xarmagas
طرقی: xarmeqas
کشه ای: pašagorde
نطنزی: xermegas

مترادف و متضاد

beast fly (اسم)
خرمگس

gadfly (اسم)
مزاحم، خرمگس، ادم مردم ازار

horsefly (اسم)
خرمگس، مگس اسب، مگس جنگلی

کلمات مرتبط

  • خرمگس معرکه
  • خرمگس خانواده
  • خرمگس اجتماعی
  • خرمگس درشت تیره
  • خرمگس ریختان
  • خرمگس واران
  • خرمگسی مرغ وار
  • زنبور درودگر خرمگسی
  • مرغ باران خرمگسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات