معانی کلمه : خرمن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (کشاورزی) محصول دروشده و رویهمریخته که هنوز نکوبیده و کاه آن را جدا نکردهاند.
۲. [مجاز] تودۀ چیزی.
〈 خرمن ماه (مه): [قدیمی، مجاز] هالۀ ماه: ◻︎ آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق / خرمن مه به جوی خوشهٴ پروین به دو جو (حافظ: ۸۱۴).
فرهنگ معین
(خَ مَ ) (اِ. ) ۱ - تودة هر چیز. ۲ - محصول گندم یا جو یا برنج و دیگر غلات که روی هم انباشته باشند، تودة غله که هنوز آن را نکوفته و جدا نکرده باشند. ۳ - هالة ماه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - تود. هر چیز.۲ - محصول گندم یا جو که روی هم انباشته باشند تود. غله که هنوز آنرا نکوفته و از کاه جدا نکرده باشند . ۳ - هاله ماه . ۴ - یا خرمن ماه . هال. ماه .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش مازنی
۱محل کوبیدن خرمن در زمین هموار و دایره شکل ۲محل ویژه ای که ...
/Kharmen/ محل کوبیدن خرمن در زمین هموار و دایره شکل - محل ویژه ای که دام ها برحسب عادت به آن جا روند ۳محل جمع آوری محصول برنج
فرهنگ اسم ها
اسم: خرمن (دختر) (فارسی)
معنی: توده غله درو شده، توده و مقدار انبوه از هر چیز
معنی: توده غله درو شده، توده و مقدار انبوه از هر چیز
گویش اصفهانی
تکیه ای: xarmen
طاری: âxun
طامه ای: xarman
طرقی: âxun
کشه ای: xarman
نطنزی: âxun
مترادف و متضاد
توده
هاله
حاصل، حصاد، درو، محصول، محصولبرداری
۱. توده
۲. حاصل، حصاد، درو، محصول، محصولبرداری
۳. هاله
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
وقت خرمنکوبی؛ معادل اردیبهشت ماه قشلاق و مرداد ماه ییلاق
