خرقاء. [ خ َ ] (اِخ ) زنی بوده در عرب به حمق مشهور و نام او ربطة بنت سعد است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).
خرقاء. [ خ َ ] (اِخ ) نام موضعی است بنابر قول سکری دراین بیت ابوسهل هذلی : غداةالرعن و الخرقاء تدعوو صرح باطن الکف الکذوب .(از معجم البلدان )....
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] خَرقاء به فتح خاء وسکون راء حیوانی که در گوش آن سوراخی گرد باشد. عنوان یاد شده در باب حج به کار رفته است.خرقاء به گاو یا گوسفندی گفته میشود که جهت شناسایی و علامت گذاری آن، با داغ کردن، در گوش آن شکافی گرد ایجاد میکردند. برخی، حیوان گوش پاره را نیز مصداق آن دانستهاند. احکام خرقاءحیوانی که گوش آن سوراخ یا شکافته شده باشد، در صورتی که چیزی از آن قطع نشده باشد، از قربانی حج کفایت میکند...