معانی کلمه : خرشه
لغت نامه دهخدا
خرشة. [ خ َ رَ ش َ ] (ع اِ) مگس . (از منتهی الارب ).
خرشة. [ خ َ ش َ ] (اِخ ) نام شخصی است . (ناظم الاطباء). رجوع شود به خرشه (قلعه ) نزدیکی جهرم .
فرهنگ فارسی
بن الحرث از صحابیان بود و بعضی او را خرشه بن الحرالمحارثی الازدی آورده اند و بنابر قول ابن السکن او از صحابی بود که بمصر فرود آمد ابن سعد نیز او را در جزئ صحابیان فرود آمده بمصر آورده است .
دانشنامه عمومی
خرشه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان مشرحات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴ نفر (۴خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان مشرحات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴ نفر (۴خانوار) بوده است.
wiki: خرشه
