Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خردیافته

تلفظ بین المللی : /xˌeradjˈɑfteː/ تلفظ :‌ [x,eRadj'Afte:]
لغت نامه دهخدا
  • خودیافته
  • خرد یافته
  • خردباخته
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خردیافته . [ خ ِ رَدْ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) عاقل . هوشیار. دانا. (ناظم الاطباء) : خردیافته مرد نیکی سگال همی دوستی را بجوید همال . فردوسی .چو لشکر فرستی بدیشان سپارخردیافته دخترنامدار. فردوسی .بدو گفت پیران که با روزگاربسازد خردیافته مرد کار. فردوسی .بیامد خرد یافته سوی گنج بگنجور بسیار ننمود رنج .فردوسی ....

کلمات مرتبط

  • خودیافته
  • خرد یافته
  • خردباخته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات