Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرج شدن

تلفظ بین المللی : /xˈardʒ ʃˈodan/ تلفظ :‌ [x'aRdZ S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طلایی شدن اسان بود
  • خرج راه شدن
  • از کسوت روحانی خارج شدن
  • با تعظیم خارج شدن
  • بازور خارج شدن
  • از بازی خارج شدن
  • از حد خارج شدن
  • از خط خارج شدن
  • از خط خارج شدن ترن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خرج شدن. [ خ َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) مصرف شدن. بکار رفتن : و آنرا که زکام بسیار افتد اندر حال تندرستی گرمابه و عرق آوردن سود دارد ازبهر آنکه رطوبتها و بخارها که سبب زکام و نزله است بعرق خرج شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

مصرف شدن بکار رفتن

مترادف و متضاد

هزینه شدن، صرف شدن ≠ عایدی داشتن، درآمد داشتن، دخل داشتن


کلمات مرتبط

  • خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طلایی شدن اسان بود
  • خرج راه شدن
  • از کسوت روحانی خارج شدن
  • با تعظیم خارج شدن
  • بازور خارج شدن
  • از بازی خارج شدن
  • از حد خارج شدن
  • از خط خارج شدن
  • از خط خارج شدن ترن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات