معانی کلمه : خرافات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مجموع اعتقادات یا اعمال ناشی از نادانی، ترس از ناشناخته ها، اعتقاد به جادو و بخت، درک نادرست برخی علت و معلول ها، و مانند آن.
فرهنگ معین
(خُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ خرافت . ۱ - سخنان بی اصل . ۲ - افسانه ها.
فرهنگ فارسی
جمع خرافه
( اسم ) جمع خرافت ( خرافه ) . ۱ - سخنان بیهوده . ۲ - افسانه ها .
( اسم ) جمع خرافت ( خرافه ) . ۱ - سخنان بیهوده . ۲ - افسانه ها .
مترادف و متضاد
اباطیل، افسانهها، اوهام، موهومات ≠ حقایق
