Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خراشنده

تلفظ بین المللی : /xarˈɑʃandˌe/ تلفظ :‌ [xaR'ASand,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • خراشیده
  • خرامنده
  • بذر خراشیده
  • خروشنده
  • خراشندگی
  • خراشیده کردن
  • خراشیده گردیدن
  • خریشنده
  • رخ خراشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خراشنده. [ خ َ ش َ دَ / دِ ] ( نف ) ایجاد خراش کننده. آنکه بخراشد. آنکه ایجاد خراش کند.

فرهنگ معین

(خَ شَ دِ ) (ص فا. ) خراش دهنده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) خراش دهنده .

مترادف و متضاد

scraper (اسم)
لیسه، خراشنده، زداینده

pricker (اسم)
خراشنده، سیخ زننده

scratcher (اسم)
خراشنده

واژه نامه بختیاریکا

رِکنا؛ رَنا
رَکِنا؛ ریتنا؛ رِفگنا

کلمات مرتبط

  • خراشیده
  • خرامنده
  • بذر خراشیده
  • خروشنده
  • خراشندگی
  • خراشیده کردن
  • خراشیده گردیدن
  • خریشنده
  • رخ خراشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات