معانی کلمه : خراش زار
لغت نامه دهخدا
خراش زار. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) آنچه خراش بسیار دارد. آنچه واجد خراش زیاد است :
روی زمین معرکه از نعل مرکبان
گردد چو لوح سینه سوهان خراشزار.
روی زمین معرکه از نعل مرکبان
گردد چو لوح سینه سوهان خراشزار.
فرهنگ فارسی
آنچه خراش بسیار دارد آنچه واجد خراش زیاد است .
