Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خراش زار

تلفظ بین المللی : /xarˈɑʃ zˈɑr/ تلفظ :‌ [xaR'AS z'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خراش
  • خراش برداشتن
  • خراش دادن
  • خراش دار
  • خراش دهنده
  • خراش سوزن
  • خراش کوچک
  • خراش سطحی
  • خراش خوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خراش زار. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) آنچه خراش بسیار دارد. آنچه واجد خراش زیاد است :
روی زمین معرکه از نعل مرکبان
گردد چو لوح سینه سوهان خراشزار.
طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنچه خراش بسیار دارد آنچه واجد خراش زیاد است .

کلمات مرتبط

  • خراش
  • خراش برداشتن
  • خراش دادن
  • خراش دار
  • خراش دهنده
  • خراش سوزن
  • خراش کوچک
  • خراش سطحی
  • خراش خوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات