Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خراجگزار

تلفظ بین المللی : /xarˈɑdʒɡozˈɑr/ تلفظ :‌ [xaR'AdZgoz'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خراجگزار، خراجگزار
  • خراج گزار
  • خوابگزار
  • خوابگزار، خوابگزار
  • خوابگزاری التحبیر فی علم التعبیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خراجگزار. [خ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) مالیات ده ، آنکه خراج میدهد : مالی عظیم که از مواضعت بود از تکران و خراجگزاران بستد. ( تاریخ بیهقی ). || بیان کننده و نویسنده فهرست خراجها. مستوفی. || وصفی که فرد یا کشوری در اثر پرداخت خراج بخود میگیرد.

فرهنگ عمید

خراج دهنده، مالیات دهنده.

فرهنگ معین

( ~. گُ ) (ص فا. ) مالیات دهنده ، باج دهنده .

فرهنگ فارسی

خراج دهنده، مالیات دهنده
( صفت ) مالیات دهنده باج دهنده جزیه دهنده .
مالسات ده آنکه خراج میدهد

مترادف و متضاد

باجگزار، باج‌ده، جزیه‌دهنده، مالیات‌پرداز، مالیات‌دهنده، مالیات‌ده، خراج‌پرداز، مودی‌مالیاتی ≠ خراج‌ستان، باج‌ستان، عوارض‌گیر، خراج‌گیر

tributary (اسم)شاخه، انشعاب، خراج گذار، خراجگزارvassal (اسم)غلام، رعیت، بنده، تبعه، خراجگزار، همبیعت بالرد...

کلمات مرتبط

  • خراجگزار، خراجگزار
  • خراج گزار
  • خوابگزار
  • خوابگزار، خوابگزار
  • خوابگزاری التحبیر فی علم التعبیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات