Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خراج اور

تلفظ بین المللی : /xarˈɑdʒ ˈuːr/ تلفظ :‌ [xaR'AdZ 'u:R]
لغت نامه دهخدا
  • خراج آور
  • خراش بن ابراهیم کوفی
  • خراج
  • خراج گذار
  • خراج برگرفتن
  • خراج گزار
  • خراج آباد
  • خراج اباد
  • خراج الرأس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( خراج آور ) خراج آور. [ خ َ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه خراج رساند. ( از آنندراج ). آنکه خراج برای حاکم برد. خراج دهنده. خراجگزار :
خراج آورش حاکم روم و ری
خراجش فرستاد کسری و کی.
نظامی.

کلمات مرتبط

  • خراج آور
  • خراش بن ابراهیم کوفی
  • خراج
  • خراج گذار
  • خراج برگرفتن
  • خراج گزار
  • خراج آباد
  • خراج اباد
  • خراج الرأس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات