Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خذاریف

تلفظ بین المللی : /xazˈɑrif/ تلفظ :‌ [xaz'ARif]
لغت نامه دهخدا
  • خذاریم
  • ریش خاریدن
  • سر بتیغ خاریدن
  • سر خاریدن
  • شکم خاریدن
  • قفا خاریدن
  • کازه خاری
  • کام خاریدن
  • کون خاریدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خذاریف. [ خ َ ] ( ع اِ ) ج ِ خذروف. رجوع به خذروف در این لغت نامه شود. منه : ترکت السیوف رأسه خذاریف ؛ پاره پاره کرد شمشیر سر او را که هر پاره ای چون خذروف بود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ).
- خذاریف الهودج ؛ تخته ها و چوبها که هودج را بدان مربع گردانند.( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • خذاریم
  • ریش خاریدن
  • سر بتیغ خاریدن
  • سر خاریدن
  • شکم خاریدن
  • قفا خاریدن
  • کازه خاری
  • کام خاریدن
  • کون خاریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات