معانی کلمه : خدیور
لغت نامه دهخدا
خدیور. [ خ ِ وَ ] ( اِ ) پادشاه. ( برهان قاطع ). || وزیر. || خداوندگار. || بزرگ. || یگانه عصر. ( برهان قاطع ). || شاهزاده. || شخص مسن محترم. ( ناظم الاطباء ). کدیور.
مترادف و متضاد
۱. کدیور،
۲. شاه سلطان، پادشاه،
۳. شاهزاده
۴. وزیر، امیر
۵. بزرگ قوم
