معانی کلمه : خدیجه
لغت نامه دهخدا
خدیجة. [ خ َ ج َ ] (ع ص ، اِ) مؤنث خَدیج است . (از ناظم الاطباء).
خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) بنت خویلد، همسر پیغمبر اسلام . رجوع به خدیجه الکبری شود.
خدیجه . [ خ َ ج َ ] (ع اِ) نامی است از نامهای زنان . (از ناظم الاطباء). در عرف خدیج هم گویند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ام المومنین دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزینخستین زن محمد (ص ) و مادر فاطمه ( و. مکه ۶۸ قبل از هجرت - ف . ۳ ه. ق . )
سجاسی وی دختر رکن الدین سجاسی شیخ ابوالغنائم عارف معروف قرن هفتم ه. ق .
سجاسی وی دختر رکن الدین سجاسی شیخ ابوالغنائم عارف معروف قرن هفتم ه. ق .
دانشنامه عمومی
درخت نخلِ باروَر ابرِ باران زا
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: xadije) (عربی) مولودِ پیش از اتمام ماههای بارداری ، ولادت قبل از موعِد ؛ (در اعلام) نام همسر پیامبر اکرم (ص) و مادر حضرت فاطمه (س) و نیز نام دختر علی بن ابیطالب(ع).
