Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خدمتکاری

تلفظ بین المللی : /xˌedmatkˈɑri/ تلفظ :‌ [x,edmatk'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خدمتکاری، خدمتکاری
  • خدمتکاری در منهتن
  • خدمتکار بیمارستان
  • خدمتکار، خدمتکار
  • خدمتکار
  • زانوی خدمتکاران
  • استاد و خدمتکار
  • خدمتکار خدای
  • خدمتکار نامرتب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خدمتکاری. [ خ ِم َ ] ( حامص مرکب ) عمل خدمتکار. پرستاری. چاکری. نوکری. ( ناظم الاطباء ). وَصافَه. ایضاف. ( منتهی الارب ). بندگی. کنیزی. غلامی : من بنده در مراسم خدمتگاری و لوازم حق گزاری تقصیر و غفلت جایز نداشته ام. ( سندبادنامه ص 280 ). روی را بسپیده و غازه نیاز و اخلاص بیارای و پای را بخلخال خدمتکاری آراسته گردان. ( کتاب المعارف ). || وزارت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عمل خدمتکار نوکری چاکری کلفتی .

مترادف و متضاد

اطاعت، بندگی، چاکری، غلامی، نوکری ≠ آقایی، اربابی


کلمات مرتبط

  • خدمتکاری، خدمتکاری
  • خدمتکاری در منهتن
  • خدمتکار بیمارستان
  • خدمتکار، خدمتکار
  • خدمتکار
  • زانوی خدمتکاران
  • استاد و خدمتکار
  • خدمتکار خدای
  • خدمتکار نامرتب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات