Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خدمت رسانیدن

تلفظ بین المللی : /xˈedmat rˌesɑnˈidan/ تلفظ :‌ [x'edmat R,esAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خدمت رسیدن
  • خدمت کسی رسیدن
  • خدمت رسانی
  • رسانندۀ خدمات اینترنتی
  • رسانندۀ خدمات کاربردی
  • منطقۀ خدمات رسانی
  • خدمات اطلاع رسانی مهمان
  • خدمات اطلاع رسانی و ارجاعی
  • خدمات دبیزه رسانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خدمت رسانیدن. [ خ ِ م َ رِ دَ ] ( مص مرکب ) بندگی رسانیدن. عرض ارادت رسانیدن. سلام رسانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
ای صبا گر بجوانان چمن بازرسی
خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را.
حافظ.

فرهنگ فارسی

بندگی رسانیدن عرض ارادت رسانیدن

کلمات مرتبط

  • خدمت رسیدن
  • خدمت کسی رسیدن
  • خدمت رسانی
  • رسانندۀ خدمات اینترنتی
  • رسانندۀ خدمات کاربردی
  • منطقۀ خدمات رسانی
  • خدمات اطلاع رسانی مهمان
  • خدمات اطلاع رسانی و ارجاعی
  • خدمات دبیزه رسانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات