خدباء. [ خ َ ] ( ع ص ) مؤنث اخدب است و بمعانی زیر آمده : زن احمق. || زن دراز. || شتابکار. || خودسر و خودرأی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نعت است سلاحی را که جای ریش آن وسیع است. ( از متن اللغة ).- حربة خدباء ؛ حربه بسیاربران که زخم را فراخ کند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).- ضربة خدباء ؛ ضربه ای تا جوف رسیده باشد. ( ازمنتهی الارب ).|| نعت است برای زره فراخ و نرم. ( از منتهی الارب )...