کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خداوند کشنده
تلفظ بین المللی :
/xodˈɑvand koʃˈandeː/
تلفظ :
[xod'Avand koS'ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خداوندکشنده
خداوند
خداوند نامه
خداوند اباد
خداوند دور
خداوند زاد
خداوند زاده
خداوند شدن
خداوند مرز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خداوندکشنده. [ خ ُ وَ ک ُ ش َدَ / دِ ] ( نف مرکب ) کشنده پادشاه. قاتل شاه. قاتل ملک : دیگر روز برابر شد با آن یاغیان خداوندکشندگان. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به خداوندکش شود.
فرهنگ فارسی
کشنده پادشاه قاتل شاه
کلمات مرتبط
خداوندکشنده
خداوند
خداوند نامه
خداوند اباد
خداوند دور
خداوند زاد
خداوند زاده
خداوند شدن
خداوند مرز
نظرات