Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خجوله

تلفظ بین المللی : /xadʒˈuleː/ تلفظ :‌ [xadZ'ule:]
لغت نامه دهخدا
  • خجول
  • خجله
  • خوله شی
  • خجاله
  • خجولیدن
  • خجوه
  • خدوله
  • خلوله
  • خوله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خجوله. [ خ ِ ج َ / جو ل َ / ل ِ ] ( اِ ) آبله را گویند که بسبب کار کردن یاسوختن و راه رفتن در دست و پا و اعضا بهم رسد. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( فرهنگ ضیاء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 390 ). تاول. ( فرهنگ جهانگیری ).

کلمات مرتبط

  • خجول
  • خجله
  • خوله شی
  • خجاله
  • خجولیدن
  • خجوه
  • خدوله
  • خلوله
  • خوله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات