معانی کلمه : خجستگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خجسته بودن، میمنت، مبارکی: خلاف کردن او سخت ناخجسته بُوَد / مکن خلاف و دل از ناخجستگی بِرَهان (عنصری: ۲۱۴ ).
فرهنگ معین
(خُ جَ تَ یا تِ ) (حامص . ) فرخندگی ، مبارکی .
فرهنگ فارسی
فرخندگی، مبارکی
میمنت فرخندگی مبارکی .
مترادف و متضاد
خوشی، سعد، شگون، فرخندگی، میمنت، یمن ≠ بدشگونی، شومی، گجستگی
