معانی کلمه : ختانه
لغت نامه دهخدا
ختانه . [ خ َت ْ تا ن َ ] (ع ص ) زن که زنان را ختنه کند. آنکه خِتان زنان کند. مبظّره . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
زن که زنان را ختنه کند آنکه ختان زنان کند .

ختانه . [ خ َت ْ تا ن َ ] (ع ص ) زن که زنان را ختنه کند. آنکه خِتان زنان کند. مبظّره . (یادداشت مؤلف ).